تبليغاتX
غروب فرشتگان

 

خیلی دوست دارم

 

 

 


 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 0:37 موضوع | لینک ثابت


 

 

تولد تو اغازیست برای یه دنیا مهربانی

تولد همه خوبيهاست

تولد تمام زيباييهاي زندگي

امروز روز توست

امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را  خواهم آورد

هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي

هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم

چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟

چه وقت ديگر  گيتي تواند چون تويي را بزايد؟

فرشته اي فقط در قالب يك انسان !

فقط ساده مي توانم بگويم :

عزيزم تولدت مبارك

 

 


 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 0:35 موضوع | لینک ثابت


 

قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست
با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برای
من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم

 

زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد و سر نوشت اون گل رو

 تو قلب من کاشت تا باغچه خالی قلبم جایگاه یک گل باشد .

 گل یاسمنم تولدت مبارک

 

عزیزم به اندازه تمام کسانی که نمیشناسم دوستت دارم
و سبدی از گلهای یاس و پونه با یه
آسمون ستاره تقدیم تو به خاطر تولد زیبایت.

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 0:2 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 16:18 موضوع | لینک ثابت


 

به تماشا سوگند و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
 واژه اي در قفس است.
من به آنان گفتم:آفتابي لب درگاه شماست
که اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد
سنگ آرايش کوهستان نيست
همچناني که فلز، زيوري نيست به اندام کلنگ
در کف دست زمين گوهر نا پيدايي است
که رسولان همه از تابش آن خيره شدند
پي گوهر باشيد لحظه ها رابه چرا گاه رسالت ببريم

 


 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 16:15 موضوع | لینک ثابت


تو كه اینجا باشی , دنیا سهم من میشه همیشه
روزای افتابی من با تو كه ابری نمیشه
بی خیال از اینجا رفتی , پشت سر نگاه نكردی
تو دلت نگفتی پس اون همه خاطره چی میشه
اگه مهربون می موندی دیگه تنها نمی موندم
خودمو پیدا می كردم , توی شب جا نمی موندم
لااقل یه بر بی انصاف , یه سلامی یه كلامی
كاشكی همون لحظه ی اول نامه هاتو می سوزندم
گوش بده به حرفام امشب اگه خوابی یا كه بیدار
این جدایی تا ابد نیست , برو به امید دیدار
اگه یه روزی دل تو تنگ گریه های من شد
بعد یه عمر كنج حسرت زیر سایه ی سپیدار

 

Click the image to open in full size.

 

 

آسمان آبی نگاه تو ، دریایی از عشق است برای غنچه های پژمرده دلم و سرزمینی پر از آرامش برای مرغ مینای بیقرار دلم .

قصه تنهایی ام را در تاریکی شب با تو در میان می گذارم .

سکوتت در بی نهایت زمان ، داستان خستگیهایت را در امتداد جاده زندگی مرور می کند .

و سحر خوب این را می داند و با روشنایی چشمانت پیوندی دیرینه دارد .

عاشقانه بید را نگاه می کنی و می خندی و صدای خنده تو ، تلاطم امواج ذهنم را آرامش می بخشد .

و این زیباترین ترانه است برای من !

لابه لای نسترنهای باغ رویایم ، دستان گرمت را جستجو می کنم

و من امروز طلوع صداقت را در میان انبوه تاریکیها باور کردم و به غریبانه بودن اشکهایت در خزان سادگی ایمان آوردم .

همراه با موسیقی باد به حیاط می روم و از باغچه سبزی که دوست داشتی ، یک دسته گل رز می چینم و آن را در سبد پر از گل آرزوهایم می کارد و با عشقی نو ، آن را به تو هدیه می دهم و در زیر آسمان بارانی ، فریاد می کنم

                                      دوستت دارم

 

 

 

آنگاه که نگاهت را به سوی چشم هایم با معجزه ی عشق چرخاندی ، من صید عشق تو گشتم و در دام عاشقی به جای دست و پا زدن آرام به صدای قلبم گوش دادم .

مهربانم ! نگاهت پلک های مرا از حرکت باز ایستاد و ضربان قلبم از یکنواخت زدن نجات داد و تو در وجود من جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی پیدا کردی و بر بلندای خانه قلبم نشستی و من همچون سربازی سر به سجده ی عشق تو بودم و حال از تو فرمان می گیرم .

ای مهربانم  ! آغوش گرمت سردی تن رنجورم را خنثی می کند و هنگامی که با عشق بر گیسوانم دست می کشی و با برق نگاهت دلم را ناز می کنی من عطش عشق تو را در درونم دو چندان می بینم و شوق دیدارت مرا امید زنده بودن می دهد و من آسوده ، که در این دنیای بزرگ قلبی به یاد من در جسمی پر از عاطفه می تپد .

 

 

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید


 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 15:43 موضوع | لینک ثابت


خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند

يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني

تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

 


 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 15:26 موضوع | لینک ثابت


دارم از تو می نویسم  

 

 

    با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم

چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم

دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم


دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم

موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست

اون از غصه توست

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم
میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم

هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو

توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست

اون از غصه توست

هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثشه

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون ازغصه توست
یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی
بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو ندیدی
دل نبود توی دلم تورو گرگا نبینن
اونا با دندون تیز به کمینت نشینن
الهی من فدای تو چه کار کنم برای تو
اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو
یه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی
پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا
غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا
نخوره سنگی به بالت
پرت نشه فکرو خیالت
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست

یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون
سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون
بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت
که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت
نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ
من تموم قصه هام قصه توست
یه دفه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی
اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی
آره پروانه شدم که پرام سوخته شه
تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه
که بسوزه پرو بالم که راحت شه خیالم

دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات
اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات
اونقده میگم تا خسته شم
با عشق تو شکسته شم...


 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 15:24 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در یکشنبه نهم فروردین 1388 ساعت 14:29 موضوع | لینک ثابت


 

Duset daram


 

نوشته شده توسط تنها باز مانده در یکشنبه نهم فروردین 1388 ساعت 14:21 موضوع | لینک ثابت


onLoad and onUnload Example


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ